مولف ناشناخته

190

تاريخ شاهى ( فارسى )

تمام شد و بعد از گذشتن او ، او را آخن خواندند ، و مولانا استاد الدنيا نصير الملة و الدين محمد طوسى درين معنى نظمى كرده است : چون هلاكو ز مراغه به زمستان گه شد * كرد تقدير ازل نوبت او را آخر سال بر ششصد و شصت و سه ، شب يكشنبه * كه شب نوزدهم بد ز ربيع الآخر و حكم و پادشاهى بر اباقا خان مقرر شد ، و جهان به جمال معدلت اوزيب و زينتى تمام گرفت . هم درين سال عنان عزيمت بر صوب خراسان معطوف گردانيد تا آن ثغر را بر محك نظر خود زند و به ميزان اعتدال آن ولايت را [ 367 ] نظمى و نسقى وضع فرمايد و قرار و هنجارى ترتيب دهد . خداوند تركان را چون معلوم گشت متوجه خراسان شد ، از اكابر حضرت صاحب عمدة الملك و قوام الملك و مجد الملك در خدمت بودند . صاحب قوام الملك را از راور بازگردانيد با اوزار وزارت ، و تشريف فاخر فرمود از اسب و قبا و كمر ، او زيارت مشايخ دريافت و متوجه دار الملك گشت . اعيان شهر و مهتران قوم به ايثارها استقبال كردند . عنقريب بود كه كوكبهء خداوند تركان معاودت نمود با حصول امانى و آمال و وفور دولت و اقبال ، طلايع فتح و نصرت موكب او را مستقبل ، ولايت سيرجان بر سبيل حكومت به حكم يارليغ اباقا خان به وى منتقل . « 1 »

--> ( 1 ) - شايد هم : مستقل